
خروس اگر خروس باشد، در راه هم می خواند . شخصی در منزل یکی از آشنایانش مهمان بود . توی حیاط میزبان خروس چاق و قشنگی را دید، با خود گفت چه خوبست این خروس را بدزدم و ببرم . صبح زود، قبل از اذان از خواب بلند شد، لباسش را پوشید و خروس را گرفت و در خورجینش گذاشت و خواست برود که صاحب خانه بیدار شد ، گفت چرا به این زودی می روی ؟ صبر کن تا اذان بشود و خروس بخواند، بعد برو . آن مرد گفت : خروس اگه خروس باشد، در بین راه هم می خواند . صاحبخانه از این حرف چیزی نفهمید ، هوا که روشن شد و رفت توی حیاط ، دید خروسش در قفس نیست تازه حرف آن مهمان را به یاد آورد که گفت : خروس اگر خروس باشد، توی راه هم می خواند . ...
ادامه مطلب
چه نیکو گفت آن سالار لشکر که آواز دهل از دور خــوشتــر خواجو گویـند بشهت عدن با حـور خـوش است من می گویم که آب انگور خوش است این نـقــد بـگــیر و دســت از نسیــه بدار کاواز دهل شنیـدن از دور خــوش اســت خیام گویند کسان که آب انگور خـوش اســت نوشیدن می به ساز و تنبور خوش است زنهـار به این سـخـن تو مـیـخــاره مــشو کاواز دهــل شـنــیـدن از د...
ادامه مطلب
مثل المومن مثل سبیکه الذهب ان نفخ الیها احمرت و ان وزنت لم تنقص . حکایت مومن مانند طلاست،که اگر بر آن بدمند قرمز می شود و اگر وزن کنند کمتر نمی شود ....
ادامه مطلب
و لاتغتم بالفقر و البلاء فان الذهب یجرب بالنار و المومن یجرب بالبلاء . با فقر و بلا غمگین مشو ، همانا که طلا به وسیله آتش و مومن به وسیله فقر وَ بلا خالص می گردد ....
ادامه مطلب
آی صاحب بزغاله !!! مردی در راهی بزغاله ای سرگردن را که از مادرش جدا شده بود پیدا کرد ـ قصه را برای دیگران تعریف کرد و گفت صاحبش را نمی شماسم چه کار کنم . به او گفتند در آبادی جار بزن که : ای صاحب بزغاله ... ای صاحب بزغاله ...اگر صاحبش پیداشد که هیچ وگرنه بزغاله را صاحب شو . مردی که بزغاله را پیدا کرده بود رفت در کوچه ها و مرتب جا می زد : آ ی صاحب .... بزغاله و کلمه بزغاله اش را آهسته می گفت تا مگر صاحب بزغاله موضوع را نشنود یا بشنود و متوجه موضوع نشود و در نهایت بزغاله را تصاحب کند ...
ادامه مطلب
پول ( که ) علف خرس نیست . وقتی کسی ارزش پولش را یا پولی را که درخواست کرده، نمی داند، برای آگاه کردنش می گویند : پول که علف خرس نیست . علف خرس گیاهیست از تیره مرکبات با بوته های بزرگ دارای برگهای بریده بریده و میوه ای قرمز دارد و از آنجائی که بر زمین بسیار فراوان می روید، کم ارزش است . این گیاه بوته ای که بیشتر در آفرقای جنوبی می روید و دارای گلهای زرد رنگ است . این گیاه از کرک های سیاه و سفید پوشیده شده است . فراوانی این گیاه موجب کم ارزشی ان شده و مصداقی برای بی یا کم ارزشی هر چیز شده است ....
ادامه مطلب