خرید بک لینک

خفته را خفته ، کی کند بیدار

این مثل می خواهد به ما بقبولاند که یاد گیری فقط از طریق استاد فن صورت می گیرد و انسانها،حیوانات و اشیاء بیجان هر گز چیزی به ما نمی آموزند همانطور که آدم خواب (خفته ) نمی تواند چیزی به ما بیاموزند . این در حالیست که همه موجودات پیرامون ما می تواند برای ما آموزنده و درس باشند .

بزرگان گفته اند: تاریخ آئینه آیتدگان است . یعنی زندگی فراز و نشیب های زندگی گذشتگان هم می تواند برای ما استاد درس باشد تا چه رسد به انسانهای زنده پیرامون ما .

لقمان را گفتند : ادب را از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان . پس از بی ادبان هم می توان درس ادب آموخت. سعدی علیه الرحمه هم بر همین عقیده است ، و استنباط اینکه انسان در حال خواب نمی تواند خفته دیگری را بیدار کند ( کنایه از اینکه کسی می تواند کسی را پند دهد و یا هوشیار و بیدارش کند که خود هوشیار و بیدار باشد )، را رد می کند و آنرا حرفی باطل می داند تا جائی که از نوشته ای بر روی دیواری هم می توان پند و درسی گرفت .

مرد باید که گیـرد اندرز گوش ور نوشتـه اســت پند بر دیوار

باطل است آنکه مدعی گوید خفتـه را خفتـه کی کند بیدار

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:1 توسط سید احمد علی ضیائی |

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:25

صفحه بندی