اکثر مثل ها یک یا چند و چندین مثل مشابه خود، با همان معنی یا با معنی خیلی نزدیک به آن دارد . مثل هائی که بر گرفته از فعلی یا اقدامی باشد که آن فعل و عمل از نظر زیبائی یا زشتی و به هر دلیل دیگری مورد توجه خاص مردم باشد، پیرامونش بحث و حدیث، شعر و شعر مثل و یا ضرب المثل فراوانتری به دست آمده است .
یکی از مثل هائی که پیرامونش مثل و شعر مثل های بسیاری وجود دارد، مثل های زیر است. به دلیل تعدد این گونه امثال، آنها را در دو یا سه نوبت می نگارم .
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند :
مثل های مشابه و هم معنی با این شعر مثل
هر کس دو بال غاز به دوش ببندد فرشته نمی شود .
از دو بال سریش کرده نشد هـیـچ طــرار، جــعفــر طـیــار سنائی
نه عیسی می توان خواندن هر آنکس را که خر دارد . رضی الدین نیشابوری
نه هر که آینه سازد سکندری داند .
نه معجزات بود هر که را عصا دارد . ادیب صابر
نه هر کس شد مسلمان می توان گفتش که سلمان شد . وفائی شوشتری
نه هر زنی به دو گز مقنعه است کدبانو . ظهیر فاریابی
نه هر آن چیز کو زرد بود باشد زر .
به خاتمی نتوان دم زد از سلیمانی . حافظ
نه هر که داشت عصا، بود موسی عمران . پروین
نه هر آنکو ورقی خواند، معانی داند . (شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس.... ) حافظ
نه هر سری به کلاهی سزای سالاریست . ظهیرالدین فاریابی
نه هر که زاده مصر است شیخ ذوالنون است . کاتبی
نه هر که دارد خمی، نه سقراط است . سنائی
نه هر سیاه دلی کیمیا گری داند . صائب
نه هر سنگی که ار بدخشان خیزد، گوهر است، و نه هر نی که از مصر خیزد، شکر .
نه هر ساله بهاره، نه هر روزه شکار . جیرفتی
نه هرچه به قامت مهتر به قیمت بهتر . سعدی
نه هر چه شیرین باشد، بود شکر و قند . فاطمه سلطان خانم
نه هر چیز رخشنده ای زر بود .
نه هر آنکه اندر آخور شد خر است .
نه هر آن کو ز قرن زاد، اویس قرن است . قاآنی
ادامه دارد ...
برچسب:
نویسنده: هستی شجاعی