خروس اگر خروس باشد، در راه هم می خواند .
شخصی در منزل یکی از آشنایانش مهمان بود . توی حیاط میزبان خروس چاق و قشنگی را دید، با خود گفت چه خوبست این خروس را بدزدم و ببرم . صبح زود، قبل از اذان از خواب بلند شد، لباسش را پوشید و خروس را گرفت و در خورجینش گذاشت و خواست برود که صاحب خانه بیدار شد ، گفت چرا به این زودی می روی ؟ صبر کن تا اذان بشود و خروس بخواند، بعد برو . آن مرد گفت : خروس اگه خروس باشد، در بین راه هم می خواند . صاحبخانه از این حرف چیزی نفهمید ، هوا که روشن شد و رفت توی حیاط ، دید خروسش در قفس نیست تازه حرف آن مهمان را به یاد آورد که گفت : خروس اگر خروس باشد، توی راه هم می خواند .
برچسب:
نویسنده: هستی شجاعی