نه هر گوهر که پیش آید توان سفت / نه هرچ آن بر زبا آید توان گفت . نظامی
نه هر گل میوه آرد، هر نی ای قند . نظامی
نه هر که لاف سخن می زند سخندان است . خواجوی کرمانی
نه هر که موج به تارک زند سری دارد . فرد
نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند حافظ
نه هر که سنگ تراش است شیشه گر باشد .
نه هرکه سر بتراشد ( نتراشد ) قلندری داند . حافظ
نه هر که خرقه بپوشد قلندری داند .نه هر باری افتاده بر خاسته است . سعدی
نه هر جا استخوانی هست، مغزی در میان دارد . کلیم
نه هر پیکری آدمیزاده است . حزین لاهیجی
نه هر پاکیزه رویی پاکزاد است . پروین
نه هر زن که لچک بر سر گذاشت زن است . بختیاری
نه هر چیز کز گل بروید گل است .
نه هر تیغی بود با زخم همپشت . نظامی
نه هرکه چهره اش را سیاه کرد، آهنگر است . خوزستانی
نه هر که پادزهر دارد زهر باید خورد .
نه هر که جوید ، یابد .
برچسب:
نویسنده: هستی شجاعی