سخن کز دل برون آید نشیند لاجرم بر دل .
سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند .
سیلی نقد به از عطای نسیه .
سیلی نقد به از حلوای نسیه .
سرکه نقد به از حلوای نسیه .
شرح : م مثل اول و دوم سیلی با عطا و بخشش هیچ سنخیت ، تتضاد ویا تشابهی ندارد اما در مثل سوم است که سرکه به خاطر طعم ترشش با حلوای شیرین در تضادند و در مقام بخشش با هم مقایسه شده اند .
بنابراین می توان گفت که تغییرات در کلمات این مثل در نوع اول و دوم سلیقه ای بوده و تغییرات ادیبانه و درستی نیستند .
من آنم که رستم جهان را گرفت .
من آنم که رستم بود پهلوان .
من آنم که رستم جوانمرد بود .
سگ سگ است اگرچه پاسبان باشد .
سگ نیز با قلاده زرین همان سگ است .
سگ را سگی از قلاده کمتر نشود .
بی گوهر، گوهری، ز گوهر نشود .
برچسب:
نویسنده: هستی شجاعی